تبلیغات
Fowl fan || fantasy books - چرا سپر مدافع ی سوروس اسنیپ شبیه سپر مدافع لی لی پاتر در هری پاتر بوده؟ انجمن گفت و گو
طرفداران فانتزی
چرا سپر مدافع ی سوروس اسنیپ شبیه سپر مدافع لی لی پاتر در هری پاتر بوده؟ انجمن گفت و گو
دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت 07:07 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست artemis hamifar | ( نظرات )
شاید تا به حال براتون سوال باشه که منظور این جمله چیه؟ یا اصلا

خودتون بهش فکر کردین؟ اگه فکر نکردید و سوال های بیشماری درباره ی

این جمله هست به ادامه ی مطلب رجوع کنید و به همفکری با اعضای

وبلاگ بپیوندید.... ادامه ی مطلب
خب همونطور که میدونیم سوروس عاشق لی لی بود!

زمانی که پیشگویی انجام شد سوروس هنوز مرگخوار بود و پیشگویی رو
 
به ولدمورت گفت. وقتی فهمید این پیشگویی متعلق به پاترها و لی لی

 هستش و لرد قصد داره اون ها رو بکشه سعی کرد جلوشو بگیره اما

 موفق نشد. بعدش که لی لی مرد اون خودشو مقصر می دونست و

 پروفسور دامبلدور بهش گفت برای جبران اشتباهش باید کمک کنه از

 هری پاتر محافظت کنن.

این عشق تو قلب اسنیپ از بین نرفت و شاید حتی بیشتر هم شد. خب

 وقتی کسی تحت تاثیر یک حس قرار می گیره پاترونوسش عوض میشه

 و پاترونوس اسنیپ هم عوض شد و به شکل پاترونوس لی لی در اومد و

علت یکی بودن پاترونوسشون همین بود.

در مورد اون دیالوگ معروفی که میگه بعد از این همه مدت؟ و همیشه

اینجا اسنیپ به علاقه و عشقش به لی لی اشاره می کنه و پروفسور

 دامبلدور ازش می پرسه که آیا هنوزم به لی لی علاقه داره؟ بعد از این همه مدت؟

و اسنیپ میگه همیشه... یعنی همیشه عاشق لی لی بود، هست و خواهد بود!

به نظر من خیلی فوق العاده ست که اسنیپ با وجود این همه سال هم

چنان به لی لی ایوانز علاقه داشته و حتی بعد از مرگ او و هم چنین

نفرتی که به جیمز پاتر داشته از پسرشون هری پاتر مراقبت میکرده....
 
اون میتونسته این کار رو نکنه و از هری مراقبت نکنه... ولی این کار رو

 نکرد....اجازه نداد این عشق تو قلبش یخ بزنه و به ته دفترچه خاطرات

 ذهنش بره...این ستودنی هست...خانم رولینگ بهترین شخصیت دنیا رو
 
توی داستان هری پاتر وارد کردن...شخصیتی که با شروع خواندن داستان

 به اون نفرت ورزیدیم و با پایانش عاشقش شدیم...دوستان من...

میدونم که شما هم احساس من رو دارید... و همه ی ما مثل پروفسور

 دامبلدور میگیم : بعد از این همه مدت؟ و میفهمیم همیشه...قدرت

 عشق لی لی در اسنیپ اون قدر زیاد بود که حتی بعد از مرگش هم

 نتوانست کم رنگ تر و پاک شود... بلکه بیشتر هم شد...تا حدی که

حتی سپر مدافع سیوروس اسنیپ تغییر کرد... همه ی ما میدونیم که

 سپر مدافع هر چه به حیوانات پلید تر شباهت داشته باشه اون شخص

 پلید تر از سپر مدافعش میشه.... ولی سیوروس چی؟ اون هم یه مرگ

 خوار بود.... اما یه مرگ خوار متفاوت.... یه مرگ خوار عاشق... با یه سپر

 مدافع نرم و لطیف... کسی که هیچ کس حتی فکرش را هم نمیکردیم

که عاشق باشد... به نظر من این خیلی قشنگه...گرچه با احساسات

 همه بازی میشه ولی یه واقعیته...کی فکر میکرد همون مردی که

 همیشه ردای مشکی بر تن میکرد و خادم وفادار لرد سیاه بود چنین

 مردی باشد؟ چرا ما این قدر زود قضاوت کردیم؟ تا به حال سپر مدافعش رو دیده بودیم؟

خب دوستان عزیز این بخش تموم شد امیدوارم همتون به پاسخ سوال تون رسیده باشید...

موضوع بدی که همه باید درباره ش گروهی صحبت کنیم و گفت و گو پر

هیجانی راه بندازیم اینه که چرا اسنیپ با وجود این که به هری کمک

 میکرد و از اون مراقبت میکرد اما همیشه او و دوستانش را اذیت و

 ناراحت میکرد؟ چرا اخلاقش تند بود؟

خب دوستان منتظر نظراتتون هستم تا با هم به گفت و گوی این موضوع بپردازیم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
علی رضا شنبه 13 آبان 1396 02:02 ب.ظ
خوب این دو دلیل داره
1-چون اسنیپ از شهرت بدش میاد مثلا کتاب شاهزاده را به هیچکس نشان نداد و در آخر به دامبلدور همین را گفت اون را مثل خوکی پروروندی که در آخر اون را بکشی چون می دونست پاتر فقط شوهرت بهش ساخته
2-از طرف والدرموت مامور به جاسوسی بود حالا اگر خبر می رسید که او با پاتر خوب است و نفرتی با او ندارد حتما والدرموت شک می کرد و اسنیپ بازهم از هری دفاع می کرد مثل اونبار که گربه نوریس خشک شد یا وقتی که هری با سیریوس روبه رو شد یا اونبار که با گرگینه رو به رو شد یا اونبار که آمبریج خواست معجون راستی از اسنیپ بگیر ولی اسنیپ گفت تمام شده یا اون سپر مدافعی که به دنبال هری فرستا یا ....
در اصل اسنیپ یک شخصیتی است که عاشق شهرت نیست با دلی در ظاهر سرد ولی در باطن لطیف
artemis hamifar پاسخ داد:

ممنون از نظرت...و اینکه توی گفت و گوی ما شرکت کردی
مطهره شنبه 22 مهر 1396 07:53 ب.ظ
آره.خب همیشه خیلی از اخلاق آدما از همین گذشنشونه.
همینطور سوروس باید طوری رفتار میکرد که اعتماد همه رو هم جلب کنه و کسی شک نکنه که داره جاسوسی میکنه بخصوص خود ولدمورت چون توی فیلم دیدیم توی یه سری قسمتا واقعا حس میکردی بهش شک کردن.
مطهره چهارشنبه 19 مهر 1396 07:44 ب.ظ
و در ضمن با وجود اون همه حرفی که زدمباید بگم وقتی توی شرایط خاصی بزرگ میشی و همیشه تحت فشاری و نمیتونی خوب با بقیه ارتباط برقرار کنی نباید توقع داشته باشی که خیلی عالی باشی هرچند همونطوری که گفتم اسنیپ نمیخواست خیلی هم خوب باشه.
artemis hamifar پاسخ داد:
بله مطهره جان...دقیقا دنبال همین نکته بین مطالبت بودم...دقیقا درست گفتی...به خاطر شرکت هم بسیار متشکرم دوشیزه...همین طور که گفتی اسنیپ تو دوران خردسالی تو شرایط سختی بزرگ شد...جدال بین پدر و مادرش تاثیر بیشتری روش گذاشت
مطهره چهارشنبه 19 مهر 1396 07:40 ب.ظ
به نظر من اولین نکته ای که باید مدنظر بگیریم اینه که هر شخصیتی توی یه داستان هدفی داره و شاید هدف رولینگ از وجود اسنیپ نشون دادن این بوده که از ظاهر آدما قضاوت نکنیم.
دومین دلیل میتونه این باشه که تاثیری که رفتار خوب آدم ها روی دیگران میزاره تا سال ها بعد از مرگشون باقی میمونه و حتی این خوبی به خودشون بر میگرده.
سومین چیز رمانتیک و عاشقانه کردن داستان بوده تا تاثیر گذارتر باشه.
چهارمین دلیل غافلگیری بود که باعث افزایش هیجان داستان بشه.
و این موضوع رو نشون داد که یک رفتار و خصیصه بد و یا محیط زندگی بدی که باشه دلیل بر اینکه تو خوب نباشی و خوب زندگی نکنی نیست.این یه انتخابه هرچند که سخت باشه.
و دیدیم که هر بدی هم که کرده باشه هرچند که ازخودگذشتگی کرده باشی نتیجه اش رو میبینی و در طول داستان دیدیم که اسنیپ شخصیت دوست داشتنی نبود و میتونست خیلی بهتر باشه اما نبود.
در نهایت اینکه نویسنده همیشه میدونه چطور بهترین اتفاقات رو در آخر داستان برای همه رو کنه.
چقدر حرف زدم
artemis hamifar پاسخ داد:
نه باو اتفاقا خیلی هم خوب گفتی...از جمله ی اولت هم خیلی خوشم اومد و به نکته ی صحیحی اشاره کردی...و همین طور گزینه ی سوم واقعا ستودنیه...به هر حال هر داستانی یه سکانس رمانتیک برای خودش داره که برای اسنیپ احساسی تر و قشنگ تر بوده
متشکرم
مهدی رنجبر چهارشنبه 19 مهر 1396 09:08 ق.ظ
خب مشخصا سوروس اسنیپ از همون روز اولی که چشمش به هری افتاد بخاطر شباهت فیزیکی شدیدش به جیمز پاتر ازش دوری کرد، تازه در همون جلسه اول درس معجون سازی اگه یادتون باشه هری سوروس رو مورد تمسخر قرار داد.
دلیل دیگه ای که داشت این بود که سوروس از اون دست انسان هایی هستش که اصلا دوست ندارن زیاد احساساتی بشن و حتی زمانی که خانم رولینگ در انتها از چشم هری
به پسرش آلبوس سوروس پاتر ،سوروس رو توصیف میکنه نمیگه اون قلب بزرگی داشته بلکه میگه:
یکیشون(اسنیپ رو میگه) که اسلایترینی بود شجاع ترین مردی بود که دیدم.
پس این هم دلیل دیگه ای هستش که خودش رو به هری معرفی نکنه.
ولی بدون شک مهمترین دلیل، که از 50 کیلومتری هم مشخصه اینه که خانم رولینگ زمانی که داستان هری پاتر رو شروع کرد از انتهای کارش آگاهی کامل نداشت و ممکنه خودشون هم اسنیپ رو به عنوان یه قهرمان تجسم نکرده باشن.
احتمالا زمانی خانم رولینگ پیچیدگی اسنیپ رو وارد داستان کرد که 3 سال زمان خواست تا ایده کلی تا انتهای داستان ها رو بگیره و سپس از محفل ققنوس شروع کرد و تا انتها یه داستان کلی منسجم رو ارائه کرد در حالی که قبل اون تقریبا هر کتاب یه داستان جداگانه داشت.
artemis hamifar پاسخ داد:
صحیح آقای رنجبر....این جمله تون که گفتین:به پسرش آلبوس سوروس پاتر ،سوروس رو توصیف میکنه نمیگه اون قلب بزرگی داشته بلکه میگه:
یکیشون(اسنیپ رو میگه) که اسلایترینی بود شجاع ترین مردی بود که دیدم.) واقعا تاثیر خوبی تو کامل کردن گفت و گوی تون داشت و من واقعاتحت تاثیر قرار گرفتم متشکرم و درباره ی صحبتتون باید بگم شما موفق شدین با استفاده از کلمات مناسب و رک یک جمله ی استثنایی رو خلق کنین و من با شما موافقم و همین طور با جمله تون که گفتین:ولی بدون شک مهمترین دلیل، که از 50 کیلومتری هم مشخصه اینه که خانم رولینگ زمانی که داستان هری پاتر رو شروع کرد از انتهای کارش آگاهی کامل نداشت و ممکنه خودشون هم اسنیپ رو به عنوان یه قهرمان تجسم نکرده باشن.)دیگه خیلی موافقم...من خودم به شخصه وقتی داستان مینویسم هیچ وقت از پایان داستانم خبر ندارم...و همیشه دوستانم میگن تو خیلی غیر منتظره ای...داستانی که از قبل تو ذهنم مجسم کردم همیشه با داستانی که مینویسم متفاوت میشه و در آخر خود رولینگ تازه متوجه شد که چه شخصیت مهمی رو خلق کرده...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
شبکه‌های اجتماعی

دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :